X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کامپیوتر

به خاطرمی آورم........

بااجازه cloudy

به خاطر می آورم! حرف دوست به دل را و اینک حرف دل به دوست...

گفتم: چشمانم اغلب بارانی اند

گفتی: امیدوارم هیچ گاه از روزگار و آدم هایش نبارند

کاش می دانستی

       که اینک هم از روزگار می بارندو هم از آدم هایش

       کاش می دانستی که اینک،  از تو هم می بارند.


چشمانی که روزی انتظار دیدار چشمانی را می کشیدند حالا آنقدر طوفانی و گرفته اند که .....

باز هم نقطه چین ها را پر نخواهم کرد! از پرکردن جاهای خالی خاطره خوشی ندارم.

باز هم به یادت خواهم بود.باز هم ...

نمی دانم چه شد! مقصود چیز دیگری بود.

تو راست می گفتی ، دنیا پیچیده تر و خراب تراز آن چیزی بود که من فکر می کردم.

بی تو خراب تر است...

اما دوست ، بدان ! یاد تو از یاد رفتنی نیست. دل به تو سلام می رساند.

و باز هم تو راست می گفتی "دوستی مقدس هیچگاه تقدسش را از دست نمی دهد..."

یادت را قاب کردم و روی دیوار دلم نگاه می دارم. جای مطمئنی است ... خیالت راحت !

آنقدر خسته ام که دیگر حوصله خودم را هم ندارم. خدا کند از خواب بیدار شوم.

میدانی ! خیلی وقت است که خوابم برده و کسی نیست به شانه هایم بزند و بیدارم کند. از کابوس ها خسته ام.

رؤیاهایم آنقدر کم اند که جای کابوس ها را نمی گیرند.

حرفهای دل به دوست پایانی ندارد، اما ..... باید رفت.

با خدایت باش که خدا معنای تمام زیبایی هاست... تمام زیبایی ها سهم تو باد